|
اين وبلاگ به معرفی شهرستان آران و بیدگل و خبرهای آن می پردازد
|
توی شهرداری آران و بیدگل آدمهایی که عوارض میگیرند یا نقشه میکشند یا زباله جمع میکنند یا شاخهی خشک درختان را میبرند یا مردم را سر میدوانند زیادند ولی آدمی که عکاسی بلد باشد بتواند بنویسد و خوشاخلاق باشد و در کنار آن رسانه را بشناسد و با اهالیِ خبر ارتباط برقرار کند از تعدادِ خرطوم یک فیل فراتر نمیرود.
به همت مجید فرزادمهر نخستسن نشست خبری شورای اسلامیِ شهر آران و بیدگل شامگاه چهارشنبه 11 دی در سالنِ کنفرانس شهرداری برگزار شد. حسن عنایتی ِ حاج رضا چاقیان و علیمحمد قاسمپور شرکتکنندگانِ این نشستِ خبری بودند.برخی از نکاتی که در این جلسه مطرح شد:
در 3 سال اخیر 20 منزل مسکونی در خیابان مفتح آزادسازی شده است.
در یک ماه اخیر حدود 225 میلیون تومان خرج لکهگیری خیابانها شده است.
در یک سال اخیر فقط 130 میلیون تومان از شهرکهای صنعتی عوارض دریافت شده است.
کنارگذر آران و بیدگل 42 کیلومتر است و سال 1390 قرار است از آن بهرهبرداری شود . آزادسازی آن به عهدهی شورا و ساختش به عهده دیگران است.
برای نمایندهی مستقل مکاتباتی انجام شده و در این مکاتبات خواستار الحاق هیچ شهر یا روستایی به آران و بیدگل نبودهایم.
فولاد کویر هیچ آلودگی محیط زیستی ندارد.
در شورای قبلی و با هزینهی 70 میلیون تومان باغ بانوان دیوارکشی شده است و قرار است پیست اسبسواری شود.
برای انتقال کورههای آجرپزی 540 هکتار زمین از سوی فرمانداری در اختیار 13 نفر قرار گرفته اما این آدمها کورهدار نیستند . بنابراین طرح در حال بلاتکلیفی است.
پمپ CNGولی عصر به دلیل اعتراض همسایگانش نسبت به آلودگی صوتی و محیط زیستی متوقف است.
در دوران این شورا حدود 30 کیلومتر جدولگذاری شده است.
برای ساخت بهداری سازمان تامین اجتماعی حدود 1500 متر زمین در سایت واگذار شده است.
مقداری از زمینهای بیمارستان سیدالشهدا در دست کشاورزان بوده با دادن 40 قطعه زمین موضوع حل و فصل شده است.
تندیس بلال در زمان شهرداریِ آقای علایی به مبلغ 6 میلیون تومان خریداری شده است و بنا به تقاضای خانوادههایِ شهدا قرار است تندیسی با مضمون شهادت و تقدیم 730 شهید شهرستان نصب شود.
در ابتدای فعالیت شورا هیچ اعتقادی به فروش زمین نداشتیم . اما اکنون زیاد زمین میفروشیم حتی ممکن است بیش از شوراهای قبلی
در مزایدهی زمین 100 هزار متریِ انتهای شهرک صنعتی سلیمان حاج رضا شبان 15 هزار و 100 تومان قیمت زده بود و علیرضا پورابراهیمی 15 هزار و 200 تومان
.
علت انتخاب داروغه به سمت شهرداری نه تجربه ، تخصص و مدیریت ایشان بوده بلکه وی فردی شجاع است.
قرار است در ماههای پایانیِ شورای سوم نشریهای با نامِ همشهری از سوی شورا منتشر شود.
.
اطلاعرسانی خود موجب توسعه است.اگر به کشورها یا شهرهای توسعه یافته نگاه کنیم مشخص است
این جامعهها به اطلاعرسانی اهمیت بسیار میدهند . برای نمونه در کشور
ژاپن به ازای هر 1000 نفر روزانه 800 روزنامه توزیع میشود اما در کشوری مثل
ایران 40 روزنامه و یا در کشور افغانستان به ازای هر 1000 نفر کمتر از 1
روزنامه.این امر در مورد شهرهای یک کشور نیز صحت دارد. برای نمونه شهری مانند
اصفهان 4 روزنامه و چند نشریه دارد اما شهرهای توسعهنیافتهتر کمتر و یا هیچ. این موضوع باعث میشود
شهرداران شهرها برای اطلاعرسانی اهمیت ویژهای قائل شوند. برای نمونه
شهردار ِ تهران همشهری و شهردار اصفهان روزنامه اصفهان زیبا را منتشر
میکند.تا هم تصویری روشن از عملکرد خود به مردم ارائه دهد و هم خبرها و
تحلیلهای خود را به مردم منتقل نمایند.شورای دوم با تمام مشکلاتش به
اطلاعرسانی توجه بهتری داشت و گاه به گاه نشریهای را منتشر
میکرد.اما شورای سوم آن را ادامه نداد.البته اطلاعرسانی تنها محدود به
نشریه نیست و با برگزاری نشستهای خبری یا بهرهمندی از اینترنت هم
میتوان در این مسیر گام برداشت. اما ماهها و سالهاست سایت شهرداری غیر فعال
است. البته مهم داشتن سایت نیست بلکه فعالیت آن و پاسخگو بودن آن در برابر پرسشهای
مردم است. بسیاری از شوراهای شهرها با یک وبلاگ با مردمِ شهرشان ارتباط
دارند.
در یکی از روزهای خرداد88 از شهرداری زنگ زدند و گفتند قرار است شهردار و اعضایی از شورا با خبرنگاران نشست خبری داشته باشند اما یک روز بعد زنگ زدند و گفتند این نشست به مرداد و روز خبرنگار موکول شد. امروز هم از شهرداری تماس گرفتند و گفتند فردا 4 شنبه از ساعت 6 تا 8 شب نشست خبری برگزار میشود. من به آنجا خواهم رفت. اگر جماعت وبلاگنویس خواستند خودشان بیایند که هیچ و گرنه اگر سوالی دارند بگویند تا پرسیده شود

یکی از اعضای محترم شورای اسلامی شهر زنگ می زند و میگوید قرار است زمینی به مساحت چند ده هزار متر مربع را به قیمت متری 15 هزار تومان با مزایده بفروشیم. من میگویم خب و او ادامه میدهد که این زمین در بلوار کشاورز است و من میگویم خب و او میگوید گفتم که به بقیهی روزنامهنگارها و وبلاگنویسها بگویی تا بعد جار و جنجال به راه نیندازید که بیصدا زمینها را فروختید.!!!
ضمن سپاس از این عضو شورای شهر از همهی خوانندگان تقاضا میکنم اگر یکی دو میلیارد تومان پول بیاستفاده دارند به مدت نامحدود و بدون هیچ سودی در اختیارم بگذارند تا این زمین را خریداری نمایم و البته از دعای خیر اینجانب نیز بهرهمند خواهید شد.
نکتهی دوم اینکه با توجه به اینکه قیمت زمین حداقل متری هفتاد - هشتاد هزار تومان است.شهرداری این زمینها را قوارهبندی کند و به قیمت بالاتری بفروشد.
سوم اینکه شورای شهر و شهرداری آران و بیدگل با این همه نیرو و طول و عرض ، وبلاگ و سایت فعال یا نشریه ندارد به همین دلیل رواج شایعه امری بدیهی است.

شمارهی
47 ژرفا منتشر شد
.
این نشریه حدود 11 سال است به اهتمام میثم نمکی چاپ میشود و مانند تمام نشریات
کاشان و آران و بیدگل –
به جز آرمان –
گاهنامه است. اگر این نشریه به صورت مستمر چاپ میشد باید اکنون شمارهاش
حدود 130 بود. البته برخی از این 47 شماره هم ویژهنامه برای افراد و یا
مناسبتهای خاص است. در شماره جدید توضیح داده که قرار است از این به بعد، ژرفا به
صورت فصلنامه چاپ شود.چاپ فصلنامه به دلیل اینکه فرصت بیشتری در اختیار گروه
نویسندگان قرار میدهد نیاز به نوشتن مطالب تخقیقی و ماندگارتری دارد.یکی
از نکات این نشریه پرهیز از نقد است.در مطلبِ از ماهنامه درآمدیم و فصلانه شدیم
آمده است : (رویکرد ما اطلاعرسانی ، آگاهیبخشی و نشاطافزایی و
اجتناب از از فضاهایی است که آبستن التهاب یا موجب تشویش خاطر و یا سلب آرامش و
نشاط عمومی است .)
همه چیز راجع به آنفولانزا ، محمدآباد دیاری کهن ،شهید شمسآبادی شاهستیزی قهرمان ،پیام نور آران و بیدگل در مسیر توسعه ،به یاد نظاموفا، دو و میدانی ورزش اول آران و بیدگل، دارالعلم کاشان خاستگاه عالمان دین ، خاندان بیضایی از جمله مهمترین نوشتههای آخرین شمارهی ژرفاست.
روزهای پنجشنبه و جمعه 19 و 20 آذر آران و بیدگل میزبان مسابقات قویترین مردان استان اصفهان بود. شهر ما کمتر میزبان مسابقات استانی است و باید از اینگونه میزبانیها حمایت بیشتری شود.. مجید اسلامینژاد رئیس هیات بدنسازی و پرورش اندام توانست مسابقات را به نحو شایسته و آبرومندی برگزار کند. مجید نظیمی و مهدیخطیبفر مجری برنامه بودند و ابوالفضل شیروانی موسیقی برنامه را به عهده داشت. در دو روز برگزاری مسابقه 2 بار فرماندار به سالن آمد اما از شهردار ، اعضای شورای اسلامی شهر و مسئول ادارهی تربیتبدنی خبری نبود. صدا و سیمای استان اصفهان این رقابتها را فیلمبرداری کرد امیدواریم به زودی پخش شود.
عکسها ادامی مطلب

امروز فرماندار آران و بیدگل را دیدم. هنگامی که به سالن شهدای فرهنگی میرفتم او از آنجا بیرون میآمد . مرا که دید گفت: از شما گله دارم.
گفتم : بفرمایید
گفت : برخی از مطالبی که مینویسی با تحقیق و بررسی نیست .
گفتم : کدام را میگویی.
گفت: برای نمونه آنهایی که راجع به فرمانداری است.
گفتم: متاسفانه اطلاعرسانی فرمانداری ضعیف است. من حاضرم همین هفته به فرمانداری بیایم و یک ساعت با شما مصاحبه و در یکی از نشریات محلی چاپ کنم.
پاسخ مثبتی نداد و گفت: هر چه که برای فرمانداری مینویسی بهتر است بیاوری تا صحت آنها را تایید کنم.
گفتم: این کار معمول نیست . در نشریات نویسنده نظر خودش را مینویسد و مقام مسئول حق دارد تا 2 برابر آن پاسخ بدهد. البته مسئولین میتوانند برای مصاحبه و تهیه خبر ارتباط خوبی با جماعت خبرنگار داشته باشند
بعد گفت: حالا اینها به کنار چرا با جوان کویر همکاری کردهای ؟
گفتم: نوشتن در جوان کویر جرم است.
گفت : البته نشریه آرمان هم ایرادات زیادی دارد خیلی دوست دارم یکبار دکتر امینی را ببینم و خیلی از موضوعات را برایش روشن کنم.
گفتم: خوب به آرمان زنگ بزن و هماهنگ کن.
بعد او رفت و من رفتم او برگشت و من برگشتم .
گفتم حالا هفتهی بعد برای مصاحبه بیایم
گفت:نع !

خداوند نصرت قربانی را بیامرزد. البته ایشان هنوز زنده است – او از سال 1382 تا 1387 رئیس اداره تربیت بدنی شهرستان بود در روزگار مدیریتش دو سه بارآقای علیآبادی به کاشان آمد اما قدم به آران و بیدگل نگذاشت وقتی دلیلش را پرسیدم نصرت اعتقاد داشت مشکل از خاک است . خاک آران و بیدگل به گونهایست که مسئولپسند نیست. بعد هم آمار داد که از زمانی که او یادش میآید یعنی 40 سالهی اخیر چه آدمهای مهمی تا شهر مجاور آمدهاند و بعد به مرکز بازگشتهاند.البته ریشهی تاریخی ویژگی این خاک بسیار عمیقتر از این حرفهاست . بسیاری از شاهان قاجار و صفویه به کاشان و فین و قمصر رفتهاند اما پای در آران و بیدگل نگذاشتهاند. در بین انبوه گردشگران خارجی تنها شاردن بدون ذکر نام به جایی اشاره کرده که کارشناسان آن را با آران و بیدگل تطبیق کردهاند .شاردن وقتی در حوالی باغ فین لم داده و حرف میزده از یکی پرسیده آن دورها کجاست و شنیده قریهای بزرگ و آبادان است و پارچههای ابریشمی معروفی دارد!!!!نصرت فربانی وقتی آمد اولین کاری که کرد سقف سالنِ ورزشی ِ جنب ادارهی تربیت بدنی را خراب کرد و گفت من اگر هیچ کاری نکنم این سالن را درست خواهم کرد اما درست نکرد. در روزگار او 2 بار مهندس علیآبادی به فین و قمصر و کاشان آمد و طرحهای خوبی مانند ساخت ورزشگاه 15 هزار نفری یا بازسازی ورزشگاه شهید ناصر فکری اجرا شد اما این مدیر نتوانست سقف سالنی را که تخریب کرده بود بازسازی نماید.
متاسفانه در ماههای اخیر شاهد تهاجم فرهنگی به برخی از مسئولان شهرستان مانند شهردار و به خصوص فرماندار مردمی هستیم. اگر چه باید پذیرفت در این چند ساله در زمینههای صنعتی ، فرهنگی ، اجتماعی و ورزشی شاهد هیچ طرح و برنامهای برای توسعهی آران و بیدگل نبودهایم اما مشکل اساسی از مسئولان محترم نیست بلکه از خاکِ آران و بیدگل است. کافی است حدود 20 سانتیمتر از خاک این شهر را عوض کنیم تا شاهد حضور مسئولانِ ریز و درشت و برنامههای توسعهای باشیم. باید باور کنیم تغییر بالاترین مسئول یک شهرستان و آمدن فردی کارآمد باعث ناهمگونی بافتِ مدیران شهرستان خواهد شد.
شمارهی 22 نشریهی جوان کویر منتشر شد.صفحهآراییِ این شماره
بهتر از دیگر شمارههاست.شاید مهمترین ایراد این نشریه گاهنامه بودن آن باشد که
این امر نیز با توجه به اوضاع و احوال پریشان فعالیتهای فرهنگی و عدم حمایت مسئولان
است. گرانمایه : من از موسوی حمایت نکردم تیتر اصلی نشریه است. با توجه به سوابق
سیاسی و حزبی ایشان و فعالیتهای دورانِ انتخابات ریاست جمهوری عدم حمایتش از موسوی
آشکار است و معلوم نیست مصاحبهگر چرا سوالی پرسیده که پاسخش چنین باشد.در این
شماره مصاحبهی اینجانب با حسن عنایتی رئیس کمیسیون فرهنگی شورای اسلامی شهر
نیز چاپ شده است آن را بخوانید:

کمبود فضاهای ورزشی یکی از مشکلات آران و بیدگل است. هر چه جوانان این شهر به ورزش علاقه دارند در عوض مسئولان ارجمند نسبت به آن بیتوجهند . در روزهای اخیر شاهد قطعهبندی و فروش زمینهای سه تیم فوتبال متحد ، شهید احمدی و رسالت از سوی شورای محترم شهر هستیم.این تیمها هر کدام با بیست تا سی سال قدمت در دو سه دههی اخیر در لیگ دسته یک و دو آران و بیدگل حضور دارند و صدها ورزشکار در این تیمها به تمرین و مسابقه پرداخته است. نکته جالب اینکه سازمان مسکن و شهرسازی در نقشههای خود کاربری این 50 هزار متر زمین را ورزشی تعیین کرده است اما شورای اسلامی شهر با نادیده گرفتن قانون این زمینها را در مزایدهای فروخته .ای کاش اعضای محترم به جای این اقدام کمک میکردند تا در کنار این زمینهای ورزشی رختکن و سرویس بهداشتی ساخته شود و در روزگاری که شاهد هجوم اعتیادو ... هستیم آیندهسازان این شهر از امکانات ورزشی برخوردار شوند.

üاستان شدن کاشان داستانی است که چند دهه فکر بسیاری را در این شهر به خود مشغول داشته است .از نظر صنعتی این شهر از نیمی از استانهای کشور جلوتر است با توجه با تپههای سیلک. جایگاهی خاص نزد محققان میرات فرهنگی دارد. داشتن بزرگانی مانند کمالالملک ، فیض ، محتشم و سهراب سپهری چهرهای فرهنگی به کاشان بخشیده است. استان نشدن کاشان مانعی اساسی برای توسعه و پیشرفت این شهر است.اما کاشان به دلایلی دیگر نیز نیاز به مرکز استان شدن دارد. اولین موضوع دور بودن این شهر از مرکز استان است.به دلیل دوری راه ، مسئولان استانی کمتر تمایل دارند به این شهرستان بیایند و مشکلات را ببینند و چارهای بیندیشند. همچنین ارتباط گروهها و تیمهای فرهنگی ، هنری و ورزشی این شهرستان با مرکز استان اندک و با اتلاف وقت و صرف زمان امکانپذیر است. موضوع دیگر نگاه خسیسانهی اصفهانیها به توسعهی شهرستانهاست . موضوعی که خود نیز با عبارت اقتصادی بودن به آن معترفند. با نگاهی به توسعهی شهر اصفهان و دیگر شهرستانهای استان مشخص میشود مسئولان مرکز استان واگن این شهر را از قطار توسعه جدا کرده و با هزینه و سرعت بیشتری به پیش میبرند.
ü اگر اقدامات کاشان را برای استان شدن بررسی کنیم متوجه میشویم هرگز جریانی پیگیر و مداوم برای رسیدن به این هدف وجود نداشته است و تنها به اموری مانند گلایه و نامه و تومار بسنده شده است. به نظر میرسد باید مرکزی مشخص استان شدن کاشان را پیگیری نماید.برخی از مسئولان سابق به ویژه نمایندگان سابق مجلس و بزرگان علمی – فرهنگی میتوانند در این مرکز غیردولتی فعالیت نمایند.- در این باره از واژه سابق استفاده کردم. زیرا مسئولان فعلی به دلایل اداری بیش از آنکه به منافع مردم فکر کنند در بند مصلحتاندیشی هستند. البته آنها میتوانند به صورت غیر رسمی با این مرکز یا شورا همکاری نمایند.- این مرکز باید بازوی ارتباطی قوی داشته باشد و از توان روزنامهنگاران و اهالی رسانهی شهرستان کاشان و شهرهای اطراف استفاده کند.
üباید شهرستانهای استان کاشان شناخته و مسابقات و همایشها و جشنوارههای فرهنگی- ورزشی بین آنها برگزار شود. فریاد استان شدن نباید تنها از شهرستان کاشان شنیده شود بلکه شهرهای مجاور نیز با فهمیدن ضرورت موضوع به آن به عنوان راهی برای توسعه نگاه کنند.
üفرمانداری ویژه در مقابل انتظار استان شدن یک مسکن بود.دندانی که درد میکند با خوردن چند مسکن برای مدتی آرام میگیرد. این ویژه بودن امتیازی خاص برای فرمانداری محسوب نمیشود. اینکه بگوییم فرماندار کاشان معاون استاندار است تنها یک کلمه است و گرنه معاونی که بیش از دویست کیلومتر با میز رئیسش فاصله دارد چگونه میتواند به جای او تصمیم بگیرد!!